

|
به ازای هر تابی به تن تفریق میشود قدمهای رفته و ریخته تا به انتهای شهری . بر تن این شهر
خلوت شبانه می ترکد با چند زنگ پی در پی مکاني مقدس شرح حالی از سر ناتوانی اینجا ریخته قدمهای زنی که دور میشود . آنقدر که در قاب عکس جا می گیرد
|
|
کاش اینجا بودی , بانژ واژه ها رمه من اند و من شبان آنها تا ساعت دوباره , بیدارم کند روز از نو روزی از نو گل از نو گازی از نو
|